نامه به رئيس جمهور
به نام خداي مهربان
آقاي رئيس جمهور مهربان سلام
اميدوارم كه حالتان خوب باشد و در انجام كارهايتان موفق باشيد محمد جواد سلطان احمدي دانش آموز كلاس چهارم دبستان هستم و مي خواهم به خاطر پرسش مهر براي شما نامه بنويسم خانوم معلم ما تازه نامه نوشتن وپاكت كردن و تمبر زدن آن را به ما ياد داده و من براي ايشان يك نامه نوشتم. خوشحالم كه دومين نامه ام را براي آقاي رئيس جمهور مي نويسم من براي برنده شدن و جايزه گرفتن براي شما نامه نمي نويسم براي اين نامه مي نويسم كه مهرباني باعث شود من دايي كاظم خود را ببينم البته او دائي بابام ولي چون اونو مثل دايي خودم دوست دارم براي همين بهش ميگم دائي كاظم هر چند كه او را نديده ام فقط مي دانم كه او يك خبرنگار بوده و از ابتداي جنگ تا وقتي كه مي خواسته به لبنان برود در جبهه جنگ زندگي مي كرده و از بيست و چهار سال قبل كه به لبنان رفته خبر درستي از او نيست . شما گفتيد: مطمئن هستم كه جوانان اين نسل همانند جوانان نسل قبل كه در دوران هشت سال دفاع مقدس ماموريت خود را شناختند و از مرزهاي شرف و ميهن اسلامي دفاع كردند، نسل امروز نيز ماموريت خود را خواهد شناخت و با استواري قدم برخواهند داشت. بابام بارها از شجاعت وشهامت، پاكي و ايمان دائي كاظم و آقاي متوسليان تعريف كرده و گفته كه آنها انسان هاي صالحي بودند كه براي اسلام و مردم و انقلاب و سربلندي ايران از جان خود گذشته بودند و زندگي سختي داشته اند و اگر ما امروزداريم در آرامش زندگي مي كنيم مديون آنهايم.شما از دانش آموزان سئوال كرديد : چه کنيم تا يکديگر را دوست داشته باشيم؟ موانع محبت چيست؟ و چه كساني نميخواهند انسانها دوست، يار و عاشق يكديگر باشند.من مي دونم كه مانع اصلي محبت من به دايي كاظم نبودن اونه چون خيلي خيلي دوستش دارم و اگر بيايد هر كاري داشته باشد برايش انجام مي دهم حتي اگر بگويد بايد مشق هايت را زود بنويسي من اين كار را مي كنم. آقاي رئيس جمهور فقط شما مي توانيد براي دايي و دوستانش كاري بكنيد كه آنها آزاد شوند و به خانه بر گردند.شما گفتيد: امروز جهان تشنه عدالت و مهرورزي ميباشد. جوامع به خاطر عدم مهرورزي درحال پاشيده شدن هستند و جنگجويي، كينهورزي و دوري از محبت و عشق به مردم بسياري از نقاط جهان را به جهنم سوزان تبديل كرده است.دايي من و سه تا از دوستانش توي زندان اسرائيلی ها هستند بيست و چهار سال است كه اسيرند و تا حالا هيچكي آنقدر مهربون نبوده كه از سر مهربوني اونارو از دست اسرائيلی ها نجات بده نمي دونم نخواسته اند يا نتواسته اند.در آغاز سال تحصيلي جديد از دانش آموزان پرسيديد: چه کنيم تا يکديگر را دوست داشته باشيم؟ موانع محبت و مهرورزي چيست؟ و چه کساني نمي خواهند انسان ها دوست، يار و عاشق يکديگر باشند؟ وقتي از تلويزيون مي بينم كه اسرائيلی ها چگونه كودكان لبناني و فلسطيني را مي كشند ناراحت مي شوم كه مهربان ترين موجود روي زمين يعني مادر را از مهر و محبت به كودكش محروم مي كنند. درس چهارم ما در مورد حقوق كودك است پيامبر اعظم ما (ص) فرمودند: كودكان را دوست داشته باشيد چرا آنها كودكان را دوست ندارند مگر آنها فرزند ندارند با آدم بزرگا جنگ دارند كودكان چه گناهي دارند.بزرگ ترين مانع مهر و محبت در دنيا اسرائيل و حاميان او هستند آنها نمي خواهند كه انسان ها دوست و يار و عاشق يكديگر باشند آنها آدم هاي بدي هستند. اسم درس سوم كتاب ما سال هاي دور از خانه نوشته آقاي هوشنگ مرادي كرماني است. وقتي اين درس را مطا لعه مي كردم و اين شعر را مي خواندم :خداوندا دلم ياد وطن كرد نمي دونم وطن كي ياد من كرد نمي دونم پدر بيد يا برادر خوشش باشه هر اون كه ياد من كرد
به ياد دائي كاظم افتادم كه در اين 24 سال چندبار با خودش اين طوري صحبت كرده است. خب او سال هاست كه در كنار خانواده اش نيست اما محبتش در دل همه ما هست و به قول آقاي كرماني :كسي كه با كسي دل داد و دل بست به آسوني نمي تونه كشه دست ا گر آمد شدن را ره ببندند همون راه محبت كي توان بست شما گفتيد: امسال سال محبت و مهرورزي است. آيا امسال محبت و مهرورزي پس از سال ها سرنوشت دايي را روشن خواهد كرد. بابام نگران اينه كه، پي گيري هاي او سرانجامي نداشته باشد و روزي برسد كه من مي بايست پي گير سرنوشت دايي باشم.آقاي رئيس جمهور مهربان شايد من نتونم بگم كه نقش مهرورزي در پيشرفت چيه وچقدره اما قول ميدم كه اگر دايي كاظم من بياد من تو درسام بيشتر پيشرفت كنم و مشقام رو تميزترو با دقت بيشتري بنويسم و شما را خيلي بيشتر دوست مي دارم چون اون موقع شما تنها رئيس جمهور و مسئولي هستيد كه براي آزادي دائي ام كاظم اخوان و همراهانش آقايان احمد متوسليان، تقي رستگارمقدم و سيدمحسن موسوي واقعا كار كرديد. مگر شما نمي خواهيد ما براي جهانيان الگو باشيم و فرزندان پاك و شجاع اين سرزمين باشيم. من مي خواهم براي الگو شدن، دائي كاظم پيش من باشد تا من هم از او پاكي ايمان و شجاعت را ياد بگيرم. يكي ديگر از درس هاي كلاس چهارم كه من خيلي آن را دوست دارم شعري است ازشاعر بزرگ ايران فردوسي:چو ايران نباشد تن من مبادبدين بوم و بر زنده يك تن مباداگر سر به سر تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيمدريغ است ايران كه ويران شود كنام پلنگان و شيران شود
محمد جواد سلطان احمدي دانش آموز كلاس چهارم دبستان
نامه به رئيس جمهور
نامه به رئيس جمهور به نام خداي مهربان
آقاي رئيس جمهور مهربان سلام
اميدوارم كه حالتان خوب باشد ودر انجام كارهايتان موفق باشيد محمد جواد سلطان احمدي دانش آموز كلاس چهارم دبستان هستم و ميخواهم به خاطر پرسش مهر براي شما نامه بنويسم خانوم معلم ما تازه نامه نوشتن وپاكت كردن و تمبر زدن آن را به ما ياد داده و من براي ايشان يك نامه نوشتم .خوشحالم كه دومين نامه ام را براي آقاي رئيس جمهور مينويسم من براي برنده شدن و جايزه گرفتن براي شما نامه نمي نويسم براي اين نامه مينويسم كه مهرباني باعث شود من دايي كاظم خود را ببينم البته او دائي بابام ولي چون اونو مثل دايي خودم دوست دارم براي همين بهش ميگم دائي كاظم هر چند كه او را نديده ام فقط مي دانم كه او يك خبرنگار بوده و از ابتداي جنگ تا وقتي كه مي خواسته به لبنان برود در جبهه جنگ زندگي ميكرده و از بيست و چهار سال قبل كه به لبنان رفته خبر درستي از او نيست .
شما گفتيد:مطمئن هستم كه جوانان اين نسل همانند جوانان نسل قبل كه در دوران هشت سال دفاع مقدس ماءموريت خود را شناختند و از مرزهاي شرف و ميهن اسلامي دفاع كردند،نسل امروز نيز ماموريت خود را خواهد شناخت و با استواري قدم برخواهند داشت
بابام بار ها از شجاعت وشهامت ، پاكي و ايمان دائي كاظم و آقاي متوسليان تعريف كرده و گفته كه آنها انسانهاي صالحي بودند كه براي اسلام و مردم و انقلاب و سربلندي ايران از جان خود گذشته بودند و زندگي سختي داشته اند و اگر ما امروزداريم در آرامش زندگي ميكنيم مديون آنهايم.
شما از دانش آموزان سئوال كرديد :
چه کنيم تا يکديگر را دوست داشته باشيم؟ موانع محبت چيست؟ و چه كساني نميخواهند انسانها دوست، يار و عاشق يكديگر باشند.
من ميدونم كه مانع اصلي محبت من به دايي كاظم نبودن اونه چون خيلي خيلي دوستش دارم و اگر بيايد هر كاري داشته باشد برايش انجام مي دهم حتي اگر بگويد بايد مشقهايت را زود بنويسي من اين كار را مي كنم آقاي رئيس جمهور فقط شما مي توانيد براي دايي و دوستانش كاري بكنيد كه آنها آزاد شوند وبه خانه بر گردند.
شما گفتيد. امروز جهان تشنه عدالت و مهرورزي ميباشد. جوامع به خاطر عدم مهرورزي در حال پاشيده شدن هستند و جنگجويي، كينهورزي و دوري از محبت و عشق به مردم بسياري از نقاط جهان را به جهنم سوزان تبديل كرده است
دايي من و سه تا از دوستانش توي زندان اسرائيلها هستند بيست و چهار سال است كه اسيرند و تا حالا هيچكي آنقدر مهربون نبوده كه از سر مهربوني او نا رو از دست اسرائيلها نجات بده نمي دونم نخواسته اند يا نتواسته اند.
در آغاز سال تحصيلي جديد از دانش آموزان پرسيديد: چه کنيم تا يکديگر را دوست داشته باشيم؟ موانع محبت و مهرورزي چيست؟ و چه کساني نمي خواهند انسانها دوست , يار و عاشق يکديگر باشند؟ وقتي از تلويزيون مي بينم كه اسرائيلها چگونه كودكان لبناني و فلسطيني ر ا مي كشند ناراحت ميشوم كه مهربانترين موجود روي زمين يعني مادر را از مهر و محبت به كودكش محروم مي كنند درس چهارم ما در مورد حقوق كودك است پيامبر اعظم ما (ص)ٌفرمودند: كودكان را دوست داشته باشيد چرا آنها كودكان را دوست ندارند مگر آنها فرزند ندارند با آدم بزرگا جنگ دارند كودكان چه گناهي دارند.بزرگترين مانع مهر و محبت در دنيا اسرائيل و حاميان او هستند آْنها نمي خواهند كه انسانها دوست ويار و عاشق يكديگر باشند آنها آدمهاي بدي هستند.
اسم درس سوم كتاب بخوانيم ما سالهاي دور از خانه نوشته آقاي هوشنگ مرادي كرماني است وقتي اين درس را مطا لعه ميكردم و اين شعر را ميخواندم :
خداوندا دلم ياد وطن كرد نمي دونم وطن كي ياد من كرد
نمي دونم پدر بيد يا برادر خوشش باشه هر اون كه ياد من كرد
به ياد دائي كاظم افتادم كه در اين 24 سال چند باربا خودش اين طوري صحبت كرده است خوب او سالهاست كه در كنار خانواده اش نيست اما محبتش در دل همه ما هست و به قول آقاي كرماني :
كسي كه باكسي دل داد و دل بست به آسوني نمي تونه كشه دست
ا گر آمد شدن را ره ببندند همون راه محبت كي توان بست
شما گفتيد : امسال سال محبت و مهرورزي است آيا امسال محبت و مهر ورز ي پس از سالها سرنوشت دايي را روشن خواهد كرد بابام نگران اين كه ، پيگيريهاي او سرانجامي نداشته باشد و روزي برسد كه من مي بايست پيگير سرنوشت دايي باشم
آقاي رئيس جمهور مهربان شايد من نتونم بگم كه نقش مهرورزي در پيشرفت چيه وچقدره اما قول ميدم كه اگر دايي كاظم من بياد من تو درسام بيشتر پيشرفت كنم و مشقام روتميزترو با دقت بيشتري بنويسم و شما را خيلي بيشتر دوست مي دارم چون اون موقع شما تنها رئيس جمهور و مسئولي هستيد كه براي آزادي دائي ام كاظم اخوان و همراهانش آقايان احمد متوسليان ، تقي رستگار مقدم و سيد محسن موسوي واقعا " كار كرديد مگر شما نمي خواهيد ما براي جهانيان الگو باشيم و فرزندان، پاك و شجاع اين سرزمين باشيم من ميخواهم براي الگو شدن دائي كاظم پيش من باشد تا من هم از او پا كي ايمان و شجاعت را ياد بگيرم يكي ديگر از درسهاي كلاس چهارم كه من خيلي آن را دوست دارم شعري است ازشاعر بزرگ ايران فردوسي:
چو ايران نباشد تن من مباد
بدين بوم بر زنده يك تن مباد
اگر سر به سر تن به كشتن دهيم
از آن به كه كشور به دشمن دهيم
دريغ است ايران كه ويران شود
كنام پلنگان و شيران شود
محمد جواد سلطان احمدي
دانش آموز كلاس چهارم دبستان
نامه به رئيس جمهور
به نام خداي مهربان
آقاي رئيس جمهور مهربان سلام
اميدوارم كه حالتان خوب باشد ودر انجام كارهايتان موفق باشيد محمد جواد سلطان احمدي دانش آموز كلاس چهارم دبستان هستم و ميخواهم به خاطر پرسش مهر براي شما نامه بنويسم خانوم معلم ما تازه نامه نوشتن وپاكت كردن و تمبر زدن آن را به ما ياد داده و من براي ايشان يك نامه نوشتم .خوشحالم كه دومين نامه ام را براي آقاي رئيس جمهور مينويسم من براي برنده شدن و جايزه گرفتن براي شما نامه نمي نويسم براي اين نامه مينويسم كه مهرباني باعث شود من دايي كاظم خود را ببينم البته او دائي بابام ولي چون اونو مثل دايي خودم دوست دارم براي همين بهش ميگم دائي كاظم هر چند كه او را نديده ام فقط مي دانم كه او يك خبرنگار بوده و از ابتداي جنگ تا وقتي كه مي خواسته به لبنان برود در جبهه جنگ زندگي ميكرده و از بيست و چهار سال قبل كه به لبنان رفته خبر درستي از او نيست .
شما گفتيد:مطمئن هستم كه جوانان اين نسل همانند جوانان نسل قبل كه در دوران هشت سال دفاع مقدس ماءموريت خود را شناختند و از مرزهاي شرف و ميهن اسلامي دفاع كردند،نسل امروز نيز ماموريت خود را خواهد شناخت و با استواري قدم برخواهند داشت
بابام بار ها از شجاعت وشهامت ، پاكي و ايمان دائي كاظم و آقاي متوسليان تعريف كرده و گفته كه آنها انسانهاي صالحي بودند كه براي اسلام و مردم و انقلاب و سربلندي ايران از جان خود گذشته بودند و زندگي سختي داشته اند و اگر ما امروزداريم در آرامش زندگي ميكنيم مديون آنهايم.
شما از دانش آموزان سئوال كرديد :
چه کنيم تا يکديگر را دوست داشته باشيم؟ موانع محبت چيست؟ و چه كساني نميخواهند انسانها دوست، يار و عاشق يكديگر باشند.
من ميدونم كه مانع اصلي محبت من به دايي كاظم نبودن اونه چون خيلي خيلي دوستش دارم و اگر بيايد هر كاري داشته باشد برايش انجام مي دهم حتي اگر بگويد بايد مشقهايت را زود بنويسي من اين كار را مي كنم آقاي رئيس جمهور فقط شما مي توانيد براي دايي و دوستانش كاري بكنيد كه آنها آزاد شوند وبه خانه بر گردند.
شما گفتيد. امروز جهان تشنه عدالت و مهرورزي ميباشد. جوامع به خاطر عدم مهرورزي در حال پاشيده شدن هستند و جنگجويي، كينهورزي و دوري از محبت و عشق به مردم بسياري از نقاط جهان را به جهنم سوزان تبديل كرده است
دايي من و سه تا از دوستانش توي زندان اسرائيلها هستند بيست و چهار سال است كه اسيرند و تا حالا هيچكي آنقدر مهربون نبوده كه از سر مهربوني او نا رو از دست اسرائيلها نجات بده نمي دونم نخواسته اند يا نتواسته اند.
در آغاز سال تحصيلي جديد از دانش آموزان پرسيديد: چه کنيم تا يکديگر را دوست داشته باشيم؟ موانع محبت و مهرورزي چيست؟ و چه کساني نمي خواهند انسانها دوست , يار و عاشق يکديگر باشند؟ وقتي از تلويزيون مي بينم كه اسرائيلها چگونه كودكان لبناني و فلسطيني ر ا مي كشند ناراحت ميشوم كه مهربانترين موجود روي زمين يعني مادر را از مهر و محبت به كودكش محروم مي كنند درس چهارم ما در مورد حقوق كودك است پيامبر اعظم ما (ص)ٌفرمودند: كودكان را دوست داشته باشيد چرا آنها كودكان را دوست ندارند مگر آنها فرزند ندارند با آدم بزرگا جنگ دارند كودكان چه گناهي دارند
در آغاز سال تحصيلي جديد از دانش آموزان پرسيديد: چه کنيم تا يکديگر را دوست داشته باشيم؟ موانع محبت و مهرورزي چيست؟ و چه کساني نمي خواهند انسانها دوست , يار و عاشق يکديگر باشند؟ بزرگترين مانع مهر و محبت در دنيا اسرائيل و حاميان او هستند آْنها نمي خواهند كه انسانها دوست ويار و عاشق يكديگر باشند آنها آدمهاي بدي هستند.
اسم درس سوم كتاب بخوانيم ما سالهاي دور از خانه نوشته آقاي هوشنگ مرادي كرماني است وقتي اين درس را مطا لعه ميكردم و اين شعر را ميخواندم :
خداوندا دلم ياد وطن كرد نمي دونم وطن كي ياد من كرد
نمي دونم پدر بيد يا برادر خوشش باشه هر اون كه ياد من كرد
به ياد دائي كاظم افتادم كه در اين 24 سال چند باربا خودش اين طوري صحبت كرده است خوب او سالهاست كه در كنار خانواده اش نيست اما محبتش در دل همه ما هست و به قول آقاي كرماني :
كسي كه باكسي دل داد و دل بست به آسوني نمي تونه كشه دست
ا گر آمد شدن را ره ببندند همون راه محبت كي توان بست
شما گفتيد : امسال سال محبت و مهرورزي است آيا امسال محبت و مهر ورز ي پس از سالها سرنوشت دايي را روشن خواهد كرد بابام نگران اين كه ، پيگيريهاي او سرانجامي نداشته باشد و روزي برسد كه من مي بايست پيگير سرنوشت دايي باشم
آقاي رئيس جمهور مهربان شايد من نتونم بگم كه نقش مهرورزي در پيشرفت چيه وچقدره اما قول ميدم كه اگر دايي كاظم من بياد من تو درسام بيشتر پيشرفت كنم و مشقام روتميزترو با دقت بيشتري بنويسم و شما را خيلي بيشتر دوست مي دارم چون اون موقع شما تنها رئيس جمهور و مسئولي هستيد كه براي آزادي دائي ام كاظم اخوان و همراهانش آقايان احمد متوسليان ، تقي رستگار مقدم و سيد محسن موسوي واقعا " كار كرديد مگر شما نمي خواهيد ما براي جهانيان الگو باشيم و فرزندان، پاك و شجاع اين سرزمين باشيم من ميخواهم براي الگو شدن دائي كاظم پيش من باشد تا من هم از او پا كي ايمان و شجاعت را ياد بگيرم يكي ديگر از درسهاي كلاس چهارم كه من خيلي آن را دوست دارم شعري است ازشاعر بزرگ ايران فردوسي:
چو ايران نباشد تن من مباد
بدين بوم بر زنده يك تن مباد
اگر سر به سر تن به كشتن دهيم
از آن به كه كشور به دشمن دهيم
دريغ است ايران كه ويران شود
كنام پلنگان و شيران شود
محمد جواد سلطان احمدي
دانش آموز كلاس چهارم دبستان
لانگ شات
8760 روز
هاشم جواد زاده
عکا سی خبری یک ویژگی مهم دارد و آن اصلاح طلبی است وه به همین خاطر هر جا عکاس خبری حضور دارد ، روایت او از صحنه هشداری است برای آنان که از نتایج اعمالشا ن غفلت می کنند . عکاسی خبری همیشه با مرگ روبرو بوده است ، از زمان اختراع دوربین در 1839 تا کنون بسیاری از آنان در جبهه ها ، نزاع های قومی و در گیری های مسلحانه کشته شده اند در یوگسلاوی و اسرائیل بسیاری از آنان طعمه تک تیراندازها یی شدند که از عاقبت جنایات خود در هراس بودند .
شاید از روزی که فونتن تصویر ((دره مرگ)) را آفرید ، این سرنوشت رقم خورد . فلیس بیتو جنگ کریمه را به تصویر کشید . ماتیو بردی جنگ داخلی آمریکا را و جیمی هیر از 1898تاپایا ن جنگ اول اروپا را با دوربین تا شو عکا سی کرد ، اما در طول این تاریخ 150ساله ، اگر چه بسیاری از این عکا سان همچون کاوه گلستان جان را برای آرمان خود از دست دادند، اما سرنوشت کاظم اخوان یک استثناء است .
اسارت یک خبر نگار که شغل وی مصونیتی جهانی را در بر دارد ، چهره تلخ و تیره ای از جنگ را نشان می دهد که متاسفانه رسانه های گروهی غرب 24سال چشم را بر طو لانی ترین گروگانگیری و اسارت بسته و تحت تاثیر جریانات خبر ساز و هو چیگری سیا ستمداران غربی ، کمترین واکنشی نسبت به این جریان نشان نداده اند . از چهاردهم تیر ماه1361(1982) 24سال می گذرد که کاظم اخوان عکاس و خبرنگار خبر گزاری جمهوری اسلامی به همراه سید محسن موسوی کاردار سفارت ایران در بیروت ، احمد متوسلیان دیپلمات ایرانی و تقی رستگار مقدم مشاور هیات دیپلماتیک توسط شبه نظامیان اسرائیلی ربوده شدند که تا امروز هیچ خبر موثقی از آنان در دست نیست .
افتتاح دفتر پیگیری سرنوشت چهار دیپلمات در دانشگا ه های منطقه 2 کشور با هدف شناساندنشخصیت این چهار نفر با اقدامات فرهنگی ، زمینه را برای پیگیری هر چه بهتر مسوولان در جهت روشن شدن سرنوشت آنان فراهم کرده است.
منبع: روزنامه اعتماد ملي يكشنبه9مهر1385
اظهارات يك عنصر سياسی درباره چهار ديپلمات http://www.4diplomats.irيكي از نيروهاي سياسي كه چند سالي است از كشور گريخته و به يكي از كشورهاي غربي پناهنده شده است، اخيراً در يكي از مقالات خود اظهار داشته كه سه تن از چهار ديپلمات ايراني زنده هستند و در زندانهاي اسرائيل به سر ميبرند.وي مدعي است كه چندي پيش در آنكارا پايتخت تركيه، با «روبرت مارون حاتم» از متهمين اصلي گروگان گيري چهار ديپلمات ايراني، ملاقات و گفتوگو داشته كه روبرت حاتم اظهار داشتهاست : «هنگام اسارت چهار ديپلمات، تقي رستگار بر اثر شليك گلوله مجروح شد و سه روز بعد جان سپرد ولی سه تن ديگر زنده به اسارت در آمدند و تا سال 1986 در بازداشتگاههاي، "يارز" و "لقلوق" تحت نظر فالانژيستها نگهداري ميشدند. پس از به اسارت در آمدن "ران آراد" خلبان اسرائيلي، اسرائيل براي فشار بر نيروهاي مسلمان و ايران، سه ديپلمات را به مبلغ 000/30 دلار از "سمير جعجع" فرمانده وقت فالانژيستها خريده و از طريق بندر جونيه به اسرائيل منتقل كرد.»وی از قول يك ايراني كه به ادعاي او در لبنان به گروگان گرفته شده و سپس به اسرائيل منتقل شده است و اكنون بيش از هشت سال است كه از زندانهاي رژيم صهيونيستي آزاد شده و به عنوان پناهنده در اسرائيل زندگي ميكند، مينويسد: "سه ديپلمات اسير ايراني زنده هستند و تا هشت سال پيش در زنداني به نام "اميل" در منطقه "عكا" نگهداري ميشدهاند
بهترین فرصت برای پیگیری سرنوشت گروگانهای ایرانیسناتور ایتالیایی سرجیو دوگرگوریو رئیس کمیسیون دفاعی ایتالیا در گفتگو با " رادیو فردا" مدعی شد که سازمان امنیت و دولت ایتالیا مذاکره با جمهوری اسلامی ایران بر سر آزادی گروگان های اسرائیلی از اسارت حزب الله لبنان را آغاز کرده است؛ وی گفت : « جمهوری اسلامی ایران مایل است برای آزادی نظامیان اسرائیلی تنها با ایتالیا مذاکره کند.»با توجه به موقعیت پیش آمده برای تبادل سربازان اسرائیلی و اسرای لبنانی و فلسطینی و این که دست اندرکاران غربی این تبادل نیازمند پادرمیانی جمهوری اسلامی ایران می باشد؛ جا دارد دولتمردان ایران برای ورود به این مساله مهمترین شرط را روشن شدن سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی مدنظر قرار دهند.بدون شک روشن شدن سرنوشت چهار دیپلمات اسیر ایرانی که از سال 1361 تا به امروز خبر موثقی از آنان منتشر نشده است، می تواند یکی از شروط مهم و ارزشمند در این پا در میانی به حساب آید تا پس از 24 سال چشم انتظاری و دل نگرانی خبر موثقی از آنان به دست آید.پیش از این در اواخر دهه 60 در پی گروگانگیری غربی ها در لبنان نیز پا در میانی ایران منجر به آزادی غربی ها شد ولی با وجودی که سردمداران غرب قول های فراوانی مبنی بر روشن شدن سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی داده بودند؛ متاسفانه پس از آزادی گروگانهای غربی به هیچ یک از قول های خود پایبندی نشان ندادند
همكار "كاظم اخوان" در غربت از او ميگويد
همكار "كاظم اخوان" در غربت از او ميگويد
لندن، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۵/۰۵/۱۸ "محمود اسكويي" عكاس و تصويربردار ايراني مقيم پايتخت انگليس گوشهاي از خاطرات آشنايي خود درباره "كاظم اخوان" عكاس خبري ربوده شده ايرنا در بيروت را بازگو كرد.
وي سهشنبه شب به مناسبت ۱۷مرداد "روز خبرنگار" به ايرنا در لندن گفت:اخوان جرات عجيبي داشت. در عمليات فتح خرمشهر، باپوشيدن لباس نظاميان عراقي، وارد خطوط آنها شده و از آنها عكس گرفتهبود.
كاظم اخوان، عكاس و خبرنگار خبرگزاريجمهوري اسلامي (ايرنا) بههمراه سه ديپلمات ايراني در تيرماه ۱۳۶۱شمسي هنگامي كه جنوب لبنان توسط رژيم صهيونيستي اشغال شده بود، توسط عوامل اين رژيم ربوده شدند و تاكنون خبر دقيقي از سرنوشت آنان در دست نيست.
اسكويي كه هنگام دفاع مقدس براي يك شبكه تلويزيوني غربي كار ميكرد، افزود: چون اخوان هميشه در خط اول بود، ميدانم كه آرشيو عكسهاي جنگي محشري داشت.
به گفته وي،" اخوان با صفا بود. از همه چيز عكس ميگرفت. نميدانم آرشيو عكسهايش حفظ شده يا نه، ولي كارش محشر بود".
وي ادامه داد: هميشه ميپرسيد تا ياد بگيرد. بچه مسلمان و بسيار مذهبي بود اما هيچوقت رفتار متعصبانه نداشت و آزادمنش بود.
تصويربردار كهنهكار مقيم پايتخت انگليس كه هنگام بازگويي خاطراتش از عكاس ايرنا بشدت متاثر شده بود، ادامه داد: چون ما براي رسانههاي خارجي كار ميكرديم، اجازه حضور در خط اول جبهه را نداشتيم. يك روز پس از آنكه اخوان از خط برگشت واقعهاي را برايم تعريف كرد.
""اخوان گفت: در فتح خرمشهر يك تيربارچي عراقي را اسير كرديم كه از بس شليك كرده بود، انگشتش زخم شده بود. هنگام اسارت برخاست و گفت: "يا علي" و بچهها به احترام امام علي (ع) او را در جديترين مرحله عمليات اسير كرده و به پشت خط انتقال دادند."" اسكويي در ادامه سخنانش، اخوان را شيفته شخصيت شهيد دكتر "مصطفي چمران" معرفي كرد و گفت: گاهي اوقات فكر ميكنم شايد او هم يك چريك بود، چون لحظهاي براي اعزام بهخط اول و گرفتن عكس از صحنههاي جنگ درنگ نميكرد.
وي بازگويي خاطرات دو سال آشنايياش با اخوان در منطقه جنگي را متوقف ميكند و با اندكي مكث ياد شبي ميافتد كه اخوان براي عكاسي از درگيريهاي لبنان از وي در هتلي در سوريه خداحافظي ميكند.
اسكويي ميافزايد: "قرار بود با هم براي عكسبرداري و تصويربرداري از صحنههاي جنگي عازم بعلبك شويم، اما تلكسي به دستم رسيد كه از من خواسته بود، سه روز ديگر در دمشق بمانم." به گفته اين فيلمبردار ايراني، عكاس ايرنا سه روز قبل از آنكه به لبنان بيايد هنگام گرفتن عكس از عمليات پاكسازي خانههاي تيمي گروهكها در ايران به اشتباه دستگير شده و سپس آزاد شده بود.
اسكويي سپس گفت: "اگر ربوده نشده بود، مطمئنم كه اكنون از اساتيد عكس بهويژه از صحنههاي درگيري بود." اسكويي در حاليكه بغض گلويش را ميفشرد، گفت: اميدوارم زنده باشد.
هزار ليره لبناني كه الان يكصد پوند انگليس ارزش دارد، به او بدهكارم.
آخرين جمله اسكويي نيز در وصف عكاس خبري ايرنا اين چنين بود: خيلي با صفا بود، دلم براي شوخيهايش و شجاعتش تنگ شده است.
خبرگزاري جمهوري اسلامي
کاظم امروز روز توست ، پس آماده باش
به نام بهترین د ا ننده اخبار هستی
کاظم امروز روز توست ، پس آماده باش
سلام ای نگار بی خبر ما
روزت مبارک
امروز می خواهم برای تو بنویسم ،برای تو که خبر نگار هستی ، بیست و چهار سال از آن روز که به لبنان رفتی گذشته است ربع قرن پیش اسرائیل از زمین و دریا و هوا به لبنان حمله کرد و سفر بی بازگشت تو به عنوان خبرنگار خبر گزاری جمهوری اسلامی آغاز شد در حالی که بیروت از همه سو در محاصره ارتش اسرائیل و مزد ور ان همدست آن بود نمی دانم آن روز ها چند خبر نگار در بیروت حضور داشت تو میخواستی جنایات صهیو نیست ها را برعلیه مردم فلسطین و لبنان به تصویر بکشی اما در یک توطئه مشرک بین فا لا نژ یست ها و صهیونیست ها تو و سه همراه ات حاج احمد متوسلیان ،تقی رستگار مقدم و سید محسن موسوی کاردار سفارت ایرن در بیروت را ربودند 24سال از آن روز سپری شده است و ما همچنان از تو خبر دقیقی نداریم .
ای یوسف ما یعقوب ما در اندوه تو رفت و اینک در قید حیات نیست
کاظم اگر تو پیش ما بودی همه به تو میگفتیم آماده باش ، چرا که اسرائیل دوبار ه به لبنان حمله کرده درست مثل سال 61 و تو وسایل عکاسی و فیلمبرداری ات را جمع میکردی و باز به لبنان میرفتی تا به خاک و خون کشیده شدن مردم مظلوم لبنان را ثبت کنی و رژیم نژاد پرست اسرائیل را بیش از پیش در نزد جهانیان رسوا سازی .
امروز دیگر تو تنها نیستی ، ده ها خبرنگار ایرانی در لبنان حضور دارند و با شجاعت و شهامت به رسالت خبری خود عمل می کنند بیست و پنج روز است که لبنان آماج بمباران است اما مقاومت زنده است شرایط امروز با آن روزی که تو به لبنان رفتی خیلی فرق کرده و خیلی چیزها تغییر کرده در گذشته هر وقت که اسرائیل اراده می کرد ظرف چند روز ارتش خود را در بیروت می دید حا لا مقاومت یک فرهنگ شده و همکاران تو بزودی گزارش پیروزی را مخابره می کنند که اسرائیل شکست خورده و طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا و غرب نا کام مانده است
«مردی بر دروازه های قدس نبرد میکند ، نامش نصر ،او از من است و من از او یم همانا نصر نامیده شده ، زیرا خداوند پیروزی را بر د ستانش می نویسد – بحار الانوار جلد 9صفحه 283»
کاظم هیچ میدانی که امسال روز خبر نگار با روز پدر مصادف شده است یعنی روز میلاد امام علی ورز خبر نگار سال 83با روز میلاد بزرگ بانوی اسلام همسر علی (ع) روز مادر مصادف شده بود.
اگر تو امروز در لبنان بودی ، ماجرای کشتار مادران و کودکان را به تصویر میکشیدی هر چند که روح وروان تو متاثر میشد، راستی جنگهای نیم قرن گذشته رژیم نژاد پرست و جنگ طلب اسرائیل چقدر پدر و مادر ه ها و فرزندان را از یکدیگر جدا کرده است .
آه و ناله مادرانی که فرزندان خود را از دست داده ا ند و کودکان یتیم هر گز در فضا گم نمیشود هر چند که غرب چشمان خود را در برابر جنایات اسرائیل ببند، خدایا چقدر این آه و ناله ها عرش تو را لرزانده است و چقدر دیدن این صحنه ها دست ودل خبر نگارانی را که این لحظه ها را ثبت کرده اند و به تصویر کشیده اند از عمق وجود لرزانده است ،چگونه باید تحمل کرد دیدن پدرانی که دیگر راه رفتن فرزندانشان را نخواهند دید و مادرانی که نمی توانند فرشتگان دوست داشتنی خود را در آغوش بگیرند
خدایا برای ما چه روزگاری را تدبیر و تقدیر فرموده ای ، دنیای عجیبی شده است صاحبان زر وزور وتزویر جهانی جای ظالم و مظلوم را عوض کرده اند و به جای دفاع از مظلوم از ظالم حمایت می کنند ، خدایا دنیا به کجا میرود
سکوت دولتهای عربی و پراکندگی آنان آدمی را دچار بحت و حیرت میکند ، در خود فرو می روم ، این سخن امام علی (ع) در برابر دیدگانم قرار میگیرد« به خدا سوگند که اتفاق این قوم در کار باطل خویش و پراکندگی شما در کار حق خویش دل را می میراند و در جان اندوه می پروراند»
امروز روز علی است در مکتب علی ستم جرمی هراس انگیز است .امام در حکومت خود ستم بر زنی اهل ذمه (یهودی) که زیور الات او توسط سپاهیان معاویه گرفته شده بودرا بر نمی تابد و چنین می فرماید:« اگر مردی پس از این واقعه از روی دریغ و اندوه بسیار جان بسپارد ، شایسته سرزنش نیست ، بلکه در چشم من چنین مرگی بس سزا ا ست» و امروز ببینید دولت یهود چگونه کشتار مسلمانان را در دستور کار خود قرار داه است.
امسال هم روز خبر نگار می آید و میرود بدون اینکه سرنوشت خبر نگار مظلوم تر از مظلوم کاظم اخوان روشن شود این غربت حتی در روز خبر نگار از زاویه دیگری هم در رویکرد برخی رسانه ها مشهود است و در روز خبرنگار پاک فراموش می شود.
خدایا تو به همه اخبار عالم احاطه داری تو آگاهی به سرنوشت کاظم و همراهانش
« تو آگاهی به آنچه تاریکی شب پوشانده ، به آنچه آفتاب برآن تابیده ، به هر چه پی در پی تاریکی و روشنی بر آن پرده کشیده آیا می توان در این شمار مکانی ، جایی، موجودی و جا نداری را به حساب آورد که بیرون از این قاعده باشد که نه تاریکی شا ملش شود نه روشنی ، تو آگاهی به هر جای پایی ، به صدای هر حرکتی ، به صدای هر سخنی ، به تکان هر لبی ، به جای هر جانداری ، به وزن هر ذره ای و به آهنگ هر نفسی » برگرفته از کتاب او به همه چیز آگاه است ، اقتباس از نهج ا لبلاغه چاپ کانون پرورش فکری
خدایا چه بگویم ، وقتی هر جای پایی روئیت میشود و صدای هر حرکت و سخنی ضبط میشود و تکان هیچ لبی نیست مگر اینکه شنیده می شود و جای هیچ جانداری از چشم تو دور نمی ما ند، از وزن هر ذره آگاهی و از آهنگ آرام هر نفسی
خدایا چه بگویم وقتی دستگاه خبری تو این همه دقیق و سریع است و تازه اینها ذره ای از دانایی تو است
اما نه میخواهم بگویم ، می خواهم بگویم و یاد کنم از یک خبر نگار هر چند که تو می دانی ، می خواهم بگویم
کاظم اخوان می خواست که مردم دنیا بدانند در لبنان بیست و چها ر سال پیش چه می گذرد در پی خبر به لبنان رفت چرا که او یک خبر نگار بود ، نه اینکه دیروز رفته باشد ، نه 24سال ا ست که رفته است 24سال.......
می دانم که تو حتی تعداد ثانیه های رفتنش را می دانی و می دانی آنهایی که سخت او را دوست می داشتنند چقدر برایش اشک ریخته اند ، چگونه و چقدر آه و ناله کرده ا ند .
تو میدانی او کجاست ودر کجا پنهانش کرده اند و در روشنایی روز ودر تاریکی شب بر بر او چه میگذرد ،میدانم که می دانی آکنون در کجای این کره خاکی پا هایش به زمین می رسد و زیر لب چه زمزمه میکند ، همه این ها را می دانم
می دانم در باره تو با اینکه شایستگی ومقامش را نشناخته اند ، مهربانی ، بخشش و بزر گواریش به همه رسیده است با اینکه هرگز تو را آنچنان که باید نخواهیم شناخت از سر مهربانی ، بخشش و بزرگواری عزیز خبر نگار ما را برهان و به ما برگردان به امید آن روز
شاهرخ سلطان احمدی
خواهر زاده کاظم اخوان
خبرنگار ایرانی ربوده شده در لبنان